السيد جعفر مرتضى العاملي (مترجم: اسلامى)

31

حقائق هامة حول القرآن الكريم (حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم) (فارسى)

مؤكدا آن را از قرآن مىدانست - داخل قرآن كند . تا گفته نشود عمر بر قرآن چيزى افزود . اگر عمر كه خليفه دوم است و مردى جسور و پرجرأت تا جايى كه بر پيامبر اكرم اعتراض مىكند و خود را در رديف رسول اللّه ! مىداند « 1 » ، عمر كه افتخار مىكند احكام زيادى را تشريع يا ابطال نموده است مانند : « حىّ على خير العمل » در اذان و ازدواج موقت « متعه » و صلاة « تراويح » و مانند آن « 2 » . اگر عمر با آن سوابق و تقديسى كه عرب نسبت به وى داشت كه تا حد عبادت مىرسيد و حرمت و منزلتى كه در ميان عرب داشت نتواند آيه‌اى را زياد كند و يا حتى يك حرف را كم كند . چه كسى مىتواند دست به تحريف قرآن بزند يا آيه و سوره‌اى را كم كند يا حرفى را اضافه نمايد . اين كار نزديك به محالات است پس چطور ممكن است كسى به سادگى ادعاى وقوع چنين كارى بكند ؟ دليل سوم : « اهتمام به حفظ قرآن » : بعضى از علما استدلال مىكنند به اين كه : اگر كسى فصلى را بر كتاب سيبويه مثلا اضافه كند ، مشخص مىشود كه اين فصل از كتاب نيست چون كه در اين كتاب عنايت خاصى به حفظ و ضبط آن وجود دارد . اين مسئله دربارهء قرآن روشن‌تر است ؛ چون كه عنايت به حفظ ، ضبط و قرائات آن بيشتر است قرآن مورد توجه قشر خاصى نيست . بلكه مورد اهتمام و توجه تمام مسلمانان است چون كه معجزه پيامبر است و اساس اسلام و مأخذ احكام مىباشد . دليل چهارم : « احاديث عرض حديث بر كتاب و احاديث ديگر » : يكى از بزرگان براى اثبات عدم تحريف قرآن به احاديثى استدلال كرده است كه دستور مىدهد احاديث را بايد نخست بر قرآن عرضه كرد و اگر موافقت داشت آن را اخذ و

--> كنز العمال ، ج 2 ، ص 379 و 380 و 385 به نقل از : اكثر افراد بالا و از حاكم و ابى الشيخ در تفسيرش . تاريخ القرآن زنجانى ، ص 36 . مقدمه تفسير البرهان ، ص 42 . و التمهيد فى علوم القرآن ، ج 2 ، ص 44 به نقل از : تفسير طبرى ، ج 11 ، ص 7 . ( 1 ) ر ك : الحياة السياسية للامام الحسن ، تأليف مؤلف . ( 2 ) ر ك : الغدير ، ج 6 ، النص و الاجتهاد و دلائل الصدق و كتب ديگر .